اولین مهمونی من
جمعه ٢٧ اردیبهشت با مامان و بابام و مامان بزرگم رفتیم خونه عمو مهران . اولین باری بود که مهمونی میرفتم اونجا دختر عموهام روشا و شانا با من خیلی بازی کردن و همش دوست داشتن منو بغل کنن آخه من خیلی کوچولو و ناز بودم
نویسنده :
مامانی
15:42
اولین حمام من
واکسن 2 ماهگی
روز ١٧ تیر ماه با مامان و مامانجونم رفتیم مطب دکتر لسانی. بعد از معاینه دکتر ٢ تا آمپول روی پاهام زد من خیلی گریه کردم آخه خیلی دردم گرفت ولی وقتی اومدیم خونمون دیگه گریه نکردم و خوابم برد .
نویسنده :
مامانی
15:19
تولد یک ماهگی
تولد یک ماهپی من با تولد ٣٥ سالگی بابا همزمان شد مامانم روی کیک یه عروسک کوچولو ام واسه من گذاشته بود من و بابام باهم کلی عکس گرفتیم
نویسنده :
مامانی
15:16



